X
تبلیغات
خدایا عاشقتم

خدایا عاشقتم
از پنجره روزگار به درخت عمر که مينگرم / خوش تر از ياد خداوند ثمري نيست.

خدای قشنگم.....

من دیدم تو را

که

لبخند می زدی به احساس های من ،

من شنیدم

که

هزار بار می گفتی : دوستت دارم !

من احساس کردم

کاملا احساس کردم

که

دست های لرزانم را گرفتی و... تابستان شدم!

من دیدم ، شنیدم و کاملا احساس کردم.....

من....

چند روزی با این واژه های سر به هوا

دست و پنجه نرم کردم

تا نمازم را با این جمله پایان دهم :

دوستت دارم!


[ سه شنبه 27 اسفند1387 ] [ 11:35 بعد از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]

 »» با همین بار گناهم،خدا جون دوست دارم


                            به نام او که هرچه بگویم ازش کم گفتم

 

 یه هویی دلم گرفت گفتم بیام یه چیزی بنویسم .باهات درد دل کنم

دیدم چیزی برای نوشتن ندارم جز حرفهای تکراری


اگه عذابت رو تحمل کنم اما محاله دوری تو رو تحمل کنم

 

اگر مرا به پستی ام مواخذه کنی     منم تو رو به کرمت مواخذه میکنم

 

 

خودت گفتی:

توبه شکستی بیا هر آنچه هستی بیا

دست توسل بزن به دست غفار ما

 

میدونم دوستم داری امانمیدونم چرانمیتونم بفهمم

 

به جهنمی ها میگم اگه اومدم جهنم دشمنش نیستم من عاشقشم...بزنه هم دوستش دارم.

حق داری بگی تو که دوستم داری پس این همه بار گناهت چیه   منم میگم

با همین بار گناهم  آ . . .خدا دوست دارم.


[ سه شنبه 27 اسفند1387 ] [ 11:1 بعد از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]

بارون

  کوچيک تر که بودم فکر مي کردم.....    بارون اشک خداست.
ولي مگه خدا هم گريه مي کنه!! چرا بايد دل خدا بگيره!!!!
دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم
اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت
کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم!
آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد
حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند
همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه من ميگفت
خدا دلش گرفته و از دست آدم بدا داره گريه ميکنه......
کاشــــــــــکي که بارون بزنه
                                             به سـقف و ايوون بزنه
کاشــــــــــکي دلم پر بگيره
                                          شادي رو از سر بگيره
کاش دوبـــــــاره بارون بياد
                                          رو تن ياس و نسترن
کاشــــــــکي بوي خدا بياد
                                         تو کوچه و تو باغ من
کاش دوبـــــاره بارون بياد
                                          اشک خدا رو ببوسم!
تا که دلــــــــــــم جون بگيره
                                           از غم دنيــــــــــــــا.... نپوسم


[ سه شنبه 27 اسفند1387 ] [ 10:20 بعد از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]

من از خدا خواستم...


من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید

خدا گفت : نه، آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی


من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد

خدا گفت : نه، روح تو کامل است . بدن تو موقتی است


من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد

خدا گفت : نه، شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است


من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد

خدا گفت : نه، من به تو برکت می دهم خوشبختی به خودت بستگی دارد


من از خدا خواستم تا از درد ها آزادم سازد

خدا گفت : نه، درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد


من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد

خدا گفت : نه، تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی


من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید

خدا گفت : نه، من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری


من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم

خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتی


[ سه شنبه 2 مهر1387 ] [ 11:54 بعد از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]

خدا هست؟!!

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود. استاد پرسید(آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟) کسی پاسخ نداد.

استاد دوباره پرسیدآیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟) دوباره کسی پاسخ نداد. 

استاد برای سومین بار پرسید): آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟) برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفتبا این وصف خدا وجود ندارد).

دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: (آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟) همه سکوت کردند.

(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟) همچنان کسی چیزی نگفت.

(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟)

وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد.

[ سه شنبه 2 مهر1387 ] [ 11:45 بعد از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]

 خدایا عاشقتم!

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده

او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو

نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…

میخوام از این به بعد عشقمو منحصر به خدا کنم! فقط اونه که لیاقت عشق منو داره!

خدایا عاشقتمم.

[ سه شنبه 12 شهریور1387 ] [ 10:35 بعد از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]


ღ♥ღミ جیــــــــــغ بنفش ミI♥U


با اینکه روز خوش ندیدم بازم عاشقتم

با اینکه چیزی که خواستمو بهم ندادی ولی بازم عاشقتم

با اینکه همه چیمو ازم گرفتی ولی بازم عاشقتم

با اینکه زمین خورم بازم عاشقتم

با اینکه زندگیمو باختم  ولی بازم عاشقتم

با اینکه تو سختی تنها بودم بازم عاشقتم

بااینکه از عشق بیزارم بازم عاشقتم

با اینکه تا خرخره تو لجنم بازم عاشقتم

با اینکه نماز نمیخونم بدون عاشقتم

با اینکه میدونم غیر جهنم زندگیم جهنم دیگری واسم  داری بازم عاشقتم

با اینکه دیگه هیج امیدی به امید ندارم بازم عاشقتم

خدایا با اینکه تف شدم بدون و بدون وبدون که بازم عا شِ قِ تـــــــَـــــــم

[ چهارشنبه 2 مرداد1387 ] [ 0:13 قبل از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]

خدایا عاشقتم

خدا روانشناسه :درد روح درمان می کنه

خدا وکیله : از حق و حقوق ضایع شده آدم ها دفاع می کنه

خدا یاره : تنها کسیه که توی تنهایی هات هست و هیچ وقت مزاحمت نمی شه ، کسی که همیشه می تونی روش حساب کنی . وقتی غم داری یه کار مهم براش پیش نمی یاد

خدا برنامه نویسه : وقتی مغزت هنگ می کنه ، وقتی برنامه های طراحی شده ذهنت به هم می ریزه ، وقتی فایل های روحت پر ویروس می شه ، یه راست برو پیش خودش

خدا دکتره : وقتی دردی داری از همه نوعش ... برو پیشش

خدا رفیقه : توی خنده و گریه ات پایه هست خدا شنواست شنونده فعال ، گوش می ده ، تا هر جایی که بخوای بگی ! بدون قضاوت و پیش داوری

خدا نویسنده است : زیباترین داستان رو نقش می ده ، کارکترهای داستانش آدم رو یاد الماس می ندازند . الماسی که بگردونی هزار رنگ بیرون می ده و هر کسی یک رنگ رو می بینه

خدا مدیر برنامه است : برنامه طرح الهی ما رو نوشته که البته فقط بندگانش می تونند به اون دسترسی پیدا کنند

خدا ناظمه : وقتی تو زندگیت سگ می زنه گربه می رقصه ، نظم الهی در درونت می تونه همه چیز رو از روز اولش بهتر کنه

خدا معلمه : تنها معلمی هست که خطای شاگرد رو به رخش نمی کشه و کاغذ می ده و با چشمک بهت می گه از اول . تنها معلمی که خودش اگر شاگرد زرنگی باشی بهت تقلب می رسونه . تنها کسی که درس هاش ارزش یادگیری رو داره

خدا مدبره : تدابیرش حرف نداره . مکر و سیاست

خدا حرف نداره : فقط وای به حال کسی که خدا باهاش لج کنه ! خدا قهرش بگیره از اون فرد

خدا مغز متفکر جهانه : برای اثبات این خصلت خدا فقط کافیه یک کتاب ژنتیک دستت بگیری و سعی کنی قدرت تجسمت رو برای نوشته های اون بالا ببری . همین

خدا استاد فن بیانه : فقط کافیه امر کنه ، مطیع می شی دربستخدا کلام نافذی داره

خدا امینه : رازتو پیش هیچ کسی فاش نمی کنه ، پیش هیچ کسی ، درد و دل باهاش خیلی حال می ده ، وقتی می دونی هیچ وقت پیشش کوچیک نمی شی

خدا match maker هست : این شغل در ایران مرسوم نیست . پیدا کردن زوج های مناسب و ایجاد شرایط برای آشنایی . پس خواستگاری های متعدد جواب نمی ده و همین طور نگرانی که افراد فامیل توی دل یک دختر 20 ساله می ندازن

خدا معشوقه : به پاااااااااااااااااااااااش بریز هر چی داری . پشیمونت نمی کنه . کوچیک نمی شه که بزرگت می کنه . دار و ندارت رو بریز به پاش . اون می دونه عشق چیه ! عشق چه جنسیه ! هیچ کس نمی فهمه عشق رو . دیوونه بازی های آدم رو دوست داره . وقتی عقل پیش دل کم می یاره خدا لذت می بره .خنده خدا دیدنیه خیلی دیدنی . وقتی می بینه بنده هاش دلشون زنده می شه ... دیدنیه خنده خدا . با دنیا عوض نمی شه کرد .

خدا عاشقه : قبل از اینکه خلق بشی ، برنامه ریزی کرده که باهات عشق کنه ولی چون ما ادم ها عادت داریم برای حضورمون بجنگیم و همدیگر رو تیکه پاره کنیم ، حضور خدا و اهدافش از عشق نمی دونیم . تا عاشق نشی نمی فهمی خدا عاشقه ... می خوادت ... بی برو برگرد ... خاطرخواهه پرو پا قرصه ...

ولی وای اگه قهرش بگیره

وای اگه بخواد ناز کنه واسه بندش !

وای اگه بخواد یک روز نخواد بنده اش رو !

وای اگه این لیلی غمش بخواد بشینه توی دل

غمش در نهانخانه دل نشیند

به نازی که لیلی به محمل نشیند

پس صبر داشته باش

  صبر

          صبر

                    صبر

[ چهارشنبه 2 مرداد1387 ] [ 0:5 قبل از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]

خدایا ممنونم ؛
من می‌تونم تمام زیبایی‌های پیرامونم را ببینم ،
کسانی هستند که دنیایشان همیشه تاریک و سیاه هست ...
خدایا ؛
من می‌تونم راه برم ،
کسانی هستند که هیچوقت نتونسته‌اند حتی یک قدم بردارند

خدایا از تو ممنونم ؛
که دل رئوف و شکننده‌ای دارم ،
کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و احساسی رو درک نمی‌کنن

خدایا سپاسگزارم ؛
که به من این شانس رو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم ،
کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به من داده‌ای بی‌بهره‌اند

خدای عزیزم ؛
من می‌تونم کار کنم ،
کسانی هستند که برای رفع کوچکترین نیازهای روزمره‌شون هم به دیگران محتاجند ،
برای این نعمت بزرگ از تو سپاسگزارم


خدای دوست‌داشتنی من، از تو ممنونم ؛
که کسی هست که منو دوست داره ،
کسانی هستند که بود و نبودشون واسه هیچکس مهم نیست

و بیش از همه‌ی این‌ها ؛
برای هدیه‌ای که هر روز با هزار عشق و امید به من می‌دهی از تو سپاسگزارم

هدیه‌ای که نامش زندگی ‌ست

[ شنبه 15 تیر1387 ] [ 11:22 بعد از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]
خدایا.. . .   .

میدونم خیلی بدم ولی تو خیلی خیلی بیشتر خوبی!!!

خدایا ازتو معذرت می خوام که گاهی اوقات، البته بیشتروقتها، رومو به غیرازطرف تو می کنم 

و توجهم به چیزهای دیگه جلب میشن.

 البته همه اونها مظاهروجود تواند. اما هیچکدومشون مثل تو نمی شن.

 همه ی اون ها یه وقت با من هستن ویه وقت نیستن!!!

 اما من خیلی خوشحالم که تو همیشه با منی. 

من خیلی خوشحالم که می تونم هرلحظه وهرجا دلم خواست با تو صحبت بکنم. 

و از اینکه تو همیشه به حرفام توجه می کنی این منو به وجد میاره.

خدایا به خاطر همه بی توجهیام منو ببخش

 میدونم که خیلی مهربونی و روی منو زمین نمیندازی!

خیلی گناه کردم در حالی که میدونستم تو هستی ولی به روت نیاوردی و آبرومو نریختی

 ازت میخوام بازم هوامو داشته باشی!!

 من نمی تونم یکی ازاون هزاران محبت های تو رو جبران کنم.

 وفقط می تونم بگم:خدایا  عاشقتم!!!

[ شنبه 15 تیر1387 ] [ 10:45 بعد از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]

اے زنـבگے با تو سخـטּ مے گویم...

با تو کـﮧ مرا בر خوב گرفتـﮧ اے

با تو کـﮧ בر شبانـﮧ روزم ؛آغوشت برایم بازست

با تو کـﮧ בر جاے جاے وجوבم ؛رخنـﮧ کرבه اے

ومرا چوטּ آبے رواטּ ؛از سرچشمـﮧ ے خوב جارے کرבه اے

مرا בر نهر خوב همواره جارے بـבاטּ

همواره پویـــا..

تا ایستایے بر مـטּ غالب نشوב

اے خـــבایے کـﮧ زنـבگے را آفریـבے

وحیات را בر وجوב مـטּ قرار בاבے

مباב کـﮧ روزے آیـב کـﮧ مـטּ از سرشتم کـﮧ گرایش بـﮧ خیر است

בورے کنم.

مباב کـﮧ روزے آیـב کـﮧ مـטּ از سرشتم کـﮧ گرایش بـﮧ حق پرستے

است ؛دورے کنم

مباב کـﮧ روزی آیـב کـﮧ مـטּ تو را فراموش کنم

ویاבت را بـﮧ نسیاטּ بسپارم

בوســتت בارم خـــבایا

دوســـتت בارم

و از عظمت بے پایانت کـﮧ بـﮧ هستے شکل בاבه

حیرانــــم

حیرانے ام را با توکلے کـﮧ بر تو مے کنم برطرف کـטּ

وهمواره مرا تاییـב کـטּ...

[ شنبه 15 تیر1387 ] [ 10:12 قبل از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]

خــ ــבایا !

امروزم را בر حالے بـﮧ پایاטּ مے برم

کـﮧ باز هم بـﮧ مـטּ ؛توجـﮧ کرבے کـﮧ یک روز خوب را

پشت سر بگذارم...

خــ ــבایا!

اگر یاב تو نباشـב؛اگر تو را בر قلبم نداشتـﮧ باشم

چـﮧ کنم؟

چـﮧ چاره اے بیانـבیشم؟

یاבت مرا از همـﮧ ے غمها آزاב مے کند

یاבت مرا از انـבوهے که בر درونم است؛فارغ مے کنـב

خــ ـــבایا !

بـﮧ تو توکل مے کنم

تا همیشـﮧ آرامش قلبے בاشتـﮧ باشم

ممنونم ازت بـﮧ خاطر تمام نعمتهایے کـﮧ بـﮧ مـטּ בاבے...

[ پنجشنبه 15 فروردین1387 ] [ 10:17 قبل از ظهر ] [ پیمان ابراهیمی ]
درباره وبلاگ

بیایین قبول داشته باشیم غیر از خدا کسی را نداریم. سرخودمون که نمیتونیم کلاه بزاریم!؟!
خدایا کمکم کن تا شرح حال هر روزم رنگ و بوی از خودت داشته باشه !؟!
"تحمل تنهایی بهتر از گدای محبت است"!
دیگه:
بسلامتی اونایی که خیلی تنهان
نه که نمیتونن با کسی باشن
فقط دلشون نمیخواد با هر کسی باشن...!!!

. پــیــــمــــان ابــــراهیـــمــــی
. تــــابـــــــــــستــان 1387

**********************
**********************
نگاهم رو به سمتِ تو ؛ شبم آیینه ی ماهه
دارم نـزدیــکتر مــیشم ؛ یـکم تـا آسمـون راهه

به دستای نیازِ من ؛ نگاهی کن ازاون بالا
من این آرامشه محضـو ؛ به تو مدیونم این روزا

تو دیدی من خطا کردم ؛ دلم گُم شد دعا کردم
کمک کــن تا نفس مونده ؛ به آغـوشه تو بــرگردم

تو حتی از خودم بهتر ؛ غریبی هامو میشناسی
نمــیخوام چـترِ دنیـارو ؛ کـه تــو بــارونِ احساسی

خدایا دوستت دارم ؛ واسه هرچی که بخشیدی
هـمیشه ایـن تو هسـتی کـه ؛ ازم حالـم رو پرسـیدی

بازم چشمامو می بندم ؛ که خوبی هاتو بشمارم
نمیتونم ! فقط میگم : خـــدا جـونـم دوسـتـت دارم ...
امکانات وب